نوشته های امید یعقوبی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سایکوگرافی» ثبت شده است

زمانی که خزه ها روی تخت سبز می شوند
و دستانت مانند شلنگ لاستیکی، قرمز، در هوا بو می دهند

زمانی که قطراتِ ش آ شِ تو از کنار پاچه ی راستِ ش و ر ت به روی زانو می لغزند

سوسک آهنی می نوازد؛
با شاخکهای مسی اش .

زمانی که لبهای قلوه ای دلقکی با چشمانی گود به لبهای تو می رسند
زمانی که دستهای تو به دنبال زنگوله ی کلاه می خزند؛
آن را در مشت می فشارند

نوک موهای انسان پر می شود از میوه هایی سفید
فرشته ای نیز با دندانهایی نقره ای گوشهای من را می فشارد

زمانی که شور و شوقِ جِ ن سیِ من سر از زیرپوشِ سفیدِ متکاها در می آورد
زمانی که شور و شوق جِ ن سیِ من خزه ها را آب می دهد
و آنها می رویند اینجا و آنجایِ تخت
۰ نظر ۲۱ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۵۳
امید یعقوبی

این آخرین کارمه و یکی از بهترین نوشته هام. یه اتورایتینگ کامل، برآمده از ضمیر ناخوداگاه، فقط یه نکته: چون این داستان بدون مرز نوشته شده، کمی پاشو از حیطه اخلاقیات اونورتر گذاشته و به همین علت نمی تونم متنشو مستقیما داخل وبلاگ منتشر کنم. به خواننده هم هشدار می دم که این داستان دارای تصاویر غیراخلاقیه.
در نوشته های سورئال مرزی برای داستان وجود نداره، و هیچ حقیقتی اونجا سانسور نمی شه، هیچ بازنویسی انجام نمی شه. ممکنه تصاویر داستان به نظر بی ربط بیان. این جور آثار مثل خواب می مونن و با سمبول حرف می زنن، به تصویر کشیدن یه خواب شاید به نظر کمی بی شرمانه بیاد، اما می شه گفت که این بی شرمی نوعی شجاعتِ برای انتقال اون چیزی که واقعا هست، نه اون چیزی که هنرمند دوست داره که باشه. 

لینک دانلود نسخه پی دی اف یا وورد از گوگل داکس

۰ نظر ۱۸ فروردين ۹۳ ، ۱۶:۲۷
امید یعقوبی